تبلیغات
سخن دل - شب تغسیل ماه

عشق بازی باخدا


نویسنده :معصومه رحیمی
تاریخ:سه شنبه 5 اردیبهشت 1391-06:16 ب.ظ

شب تغسیل ماه


 

 

آسمان، این‌ شبها كه می‌رسد، عجیب بی‌قراری می‌كند و زمین، داغ دلش تازه می‌شود و زخم شرمش، سر باز می‌كند.
ملكوتیان حق دارند سر بر دیوار عرش بگذارند و های ‌های گریه كنند.

و تنها خداست كه می‌تواند، تسلای دل علی باشد...

 

ماه حق دارد كه گوشه اختفا را بر گریه اختیار كند و ستارگان چه كنند، اگر سر بر شانه یكدیگر نگذارند و مصیبت را زبان نگیرند.

 

... گفته‌اند در عاشورا وقتی زخم در جان خورشید نشست و زمین، پیكر مبارك حسین را بر خویش قطعه ‌قطعه‌ دید، به لرزه درآمد و آسمان تیره و تار شد و غبار خشم خداوند از جای جنبید.

... چه رازی بود در شهادت زهرا كه خانه فرو نریخت، مدینه زیر و زبر نشد، عمود خیمه آسمان نشكست و زمین، متلاشی نگشت؟ آفرینش این تحمل را از كجا آورده بود؟

مگر نه زهرا، والاترین محبوبه خداوند بود؟

مگر نه رضای خداوند در گرو رضایت مرضیه بود و غضب خداوند در گرو خشم او؟

مگر نه صدیقه كبری، راز آفرینش زن بود؟

مگر نه فاطمه شبیه‌ترین بود به رسول خدا؟

مگر نه فاطمه راستگوترین موجودات بود پس از رسول خدا؟

 

چه رازی بود در شهادت زهرا كه خانه فرو نریخت، مدینه زیر و زبر نشد، عمود خیمه آسمان نشكست و زمین متلاشی نگشت؟

آفرینش این تحمل را از كجا آورده بود؟

كسی هست در خانه فاطمه پس از او كه شاید این راز سر به مهر، به دست‌های او گشوده شود؛ او اسماء، محرم اسرار فاطمه است.

در آن خانه كوچك، رازی به وسعت تاریخ نهفته است. چنان مظلومیتی بر آن خانه كوچك سایه افكنده و چنان زخمی بر آن جگر تاریخ نشسته است كه هیچ حادثه ای نمی تواند دل های شیعیان، طواف كنندگان آن حرم خداوند را مسرور كند.

آری، آن مظلومیت نیلی كه بر چهره تو نشسته بود، نمی گذارد كه لبخند بر چهره نه تشیع و نه اسلام، كه حتی انسانیت پس از تو بنشیند.

به هر حال، آن در، بر آن پهلو شكسته است، چه تفاوت دارد كه در وفاتت این خاطره عرش سوز و جگرخراش را تداعی كنیم یا در ولادتت؟

 

 








mouse code

كد ماوس